.




.


درباره :دوتا کلاس دوم تجربی(یک ودو) دوتا کلاس درس خون به قول امروزیا خرخون ولی خیلی شیطون و باحال
پروفایل مدیر :

 

 




RSS
 
کلمات کلیدی :
نویسنده تاریخ ارسال ۱۳۸٩/۱٠/٢۸ در ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ

سلام خب باشه اقای نصیره خوبه ولی یه پیشنهاد به اونایی که میگن خوبه یه زنگ بیان تو کلاس ما بعد حرف بنده رو می فهمند

پیشنهاد میکنم به وب بچه های سمپاد سربزنید وب خیلی جالبی دارند

http://smpad-rasht.persianblog.ir/

.:: نظرات () ::.
 
کلمات کلیدی :
نویسنده تاریخ ارسال ۱۳۸٩/۱٠/۸ در ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ

ای نصیری ...
بمیر تا از دستت راحت شیم...ای چندشسبز.ای ببو گلابیراکای گاوچرونگاوچران.ای ابلهابله
خدایا مارا از دست این شیاطینشیطاننجات ده تا به راه راست هدایت شیم

نیلو خیلی جالب بو.د

در ضمن دوستان اقای شافعی رو انداختن بیرون اقای رضوی رو هم همینطور اقای احمدی هم خودش یک هفته رفت

خانوم زمردی که پارسال فردوس درس می داد اخراجش کردن از اون مدرسه مساح زاده هم 2سال پیش اونجا درس می داد که اخراجش کردن در ضمن کجای این مدرسه خوبه؟اینجا از جهنم بدتره که هر روز یه نظام جلوی در تو رو بازرسی میکنه بعد میفرسته تو کلاس

.:: نظرات () ::.
سالگرد 6 تایی ها ؛ روز هواداران پرسپولیس ؛ روزی که استقلالی ها از آن می ترسند !
کلمات کلیدی :
نویسنده تاریخ ارسال ۱۳۸٩/٦/۱٦ در ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ

روایت حماسه شیش تایی ها
شانزدهم شهریور یک تاریخ ماندگاردر قلب هر پرسپولیسی است.تاریخی که در دلش وقایع شیرینی را جای داده است.
سال1352 زمانی که جام معروف تخت جمشید متولد شدهیچ کس فکرش را نمی کرد پرسپولیس رقم زننده ی حادثه ای باشدکه بعد از گزشت 35سال هیچگاه از ذهن طرفدارانش خارج شود.
پرسپولیس در روز 16شهریور 1352خاطره ای را رقم زد که امروز قلم برای نوشتن در موردش بی تاب است در موردش انچه راکه می دانیم بنویسیم وانچه را که بزرگان پرسپولیس گفته اند به رشته تحریر در اوریم. بد نیست در ابتدانگاهی به تغییر وتحولات فوتبال در ان ایام بیندازیم و سپس به ان حماسه تاریخی اشاره کنیم .

پرسپولیس همه چیزش مقتدر بود
اخرین دوره جام منطقه ای ایران در سال 1350با حضور 8 تیم یعنی پرسپولیس ، پاس، استقلال(تاج سابق)، عقاب ، سپاهان ، تاج مسجد سلیمان ، جم ابادان و تاج نوشهر برگزار شدو در پایان این سرخ پوشان تهران بود که با کسب 26 امتیاز از14 بازی خود وکسب 13پیروزی ،یک تساوی وبدون باختبه مقام قهرمانی رسید. قهرمان به خاطر تقییراتی که در فدراسیون فوتبال پیش امد واتابای ریاست این فدراسیون رابر عهده گرفتیک فصل را بیرون ماند. البته پرسپولیس در ان ایام تبدیل به یک تیم حرفه ای شده بود وعملا دررقابتهای داخلی شرکت نمی کرد وبه مصاف حریفان خارجی خود می رفت، اما بالاخره فدراسیون فوتبال طرح برگزاری جام تخت جمشیدرا ارایه کردو 12تیم برای رقابت پا به این مسابقات گذاشتند.پرسپولیس دراین فصل چهره ای دیگر داشت. این تیم در 22 بازی15بردو7 مساوی در کارنامه خود ثبت کردو بدون باخت با37امتاز بر بام قهرمانی نشست. این تیم با 46 گل زده اتش به جان حریفان کشیدکه دقیقا 6گل این تیم در یک بازی تقدیم تیم استقلال شدو تاج در هم شکست. در روز16شهریوراستقلال ایستاد تارسما یک بازنده سرافکنده باشد. بازنده ای که هیچ وقت ان شکست را از یاد نمی برد.

آلن راجرز و پیروزی تاریخی پرسپولیس
سرمربی پرسپولیس در پیروزی تاریخی مقابل استقلال ، آلن راجرز بود . راجرز که تازه روز قبل از بازی از انگلستان به ایران آمده بود ، 16 شهریور روی نیمکت نشست و سرخپوشان را در مقابل استقلال هدایت کرد تا آن پیروزی پپر افتخار رقم بخورد.
از دیگر نکات این بازی میتوان به حضور رایکوف روی نیمکت استقلال اشاره کرد و در واقع یک انگلیسی به راجرز و یه یوگسلاو به نام رایکوف را 6 تایی کرد تا یوگسلاوها هم در غم استقلال شریک شوند.
این بازی مانند دیدارهای قبلی دو تیم با حرارت و گرمی بسیار آغاز شد . ولی داغتر و سوزاننده تر از همیشه پایان یافت و این استقلال بود که در میان خرمی آتشی که پرسپولیس بر پا کرده بود سوخت و اندوه و ماتم فراوان برای هوادارانش بجای گذاشت .

زحمت بهزادی،سربلندی راجرز
پرسپولیس در ان سال مرحوم الن راجرزانگلیسی رابه عنوان سر مربی در خدمت داشت. مردی پرسپولیس را به قهرمانی لیگ منطقه ای باشگاه های ایران در فصل 50رسانده بود. درست در یک ماه مانده به بازی حساس پرسپولیس و استقلال ،راجرز ایران را به مقصد کشورش ترک می کند تا مدتی را در کنار خانواده اش باشد.در این ایام همایون بهزادی کاپیتان پرسپولیس هدایت تیم را بر عهده می گیرد.خودش تیم را جمع و جور می کند و منتظر بازگشت راجرز می ماند.درست شب قبل ازبازی بهزادی شخصا به فرودگاه مهر اباد می رود و اورا به منزل می رساند. فردا که تیم جمع می شود راجرز هدایت تیم را بدست می گیرد. بعد از یک مشورت با بهزادی ، ارنج را انتخاب می کند.

35 دقیقه بازی پایاپای وگل مردود استقلال!
باری با سوت نیکلای پتریچیانو رومانیایی اغاز می شود. در ان روز محمود خوشخوان و اکبر حق بین ماموریت داشتند این داور را همراهی کنند 35 دقیقه ابتدای بازی همه چیز پایاپای بود.هیچ کس احتمل نمی دادکه پرسپولیس به یکباره تبدیل به گلوله اتشین شود و کار را به گونه ای عجیب به پایان ببرد. در دقیقه 32سانتر تند وتیز ابراهیم اشتیانی با دفع ناقص منصور رشیدی همراه میشود و کلانی مو طلایی کار را تمام می کند . گل اول رقم می خورد ، اما استقلال بلافاصله گل را جواب می دهد . در دقیقه 16غلام حسین مظلومی اقای گل ان فصل فوتبال گل تسوی را می زند ، اما پرچم داور حکایت از افساید بودن موقعیت مظلومی دارد. ان یک گل هم پذیرفته نمی شود تا به قول جواد الله وردی مدافع ان روز استقلال زلزله بر سر ابیها خراب شود.

و طوفان در آزادی سررسید!!!!!
چه کسی باور می کرد؟استقلال بعد از این گل از هم پاشید. هر توپ سرخ که به سمت دروازه ابییها می امد بدو ن هیچ مقاومتی وارد دروازه می شد. سلیمانی دز دقیقه 45حساب کار را دو بر صفر می کند همایون بهزادی در دقیقه50 گل سوم را رقم میزند و سلیمانی در دقیقه 56 نتیجه را چهار بر صفر می کند. استقلال تسلیم محض می شود . ناصر حجازی جای رشیدی را می گیر ، اما او هم2باردروازه اش باز می شود یک بار در دقیقه 86 و یکبار در دقیقه 90و هر دو گل توسط بهزادی. می گویند بعضی از طرفداران پرسپولیس گل اخر را ندیده اند و برای سریع رسیدن به منزلشان زود تر ورزشگاه را ترک کرده اند. استقلالی ها می گویند اگر تا صبح ، بازی ادامه داشت باز هم گل می خوردند. واقعا چرا استقلال انطور قافیه را باخته بود ؟ تیم متمول دولت وقت چرا قادر به مقاومت کردن نبود؟

یادداشتی به قلم یک پرسپولیسی پر افتخار (حمید شیرزادگان) :
فوتبال در همه جا زیباست و زیبایی آن وقتی کامل می شود که در آن گل ان هم گلهای زیادی زده شود و زیبا تر از آن رقابت دو رقیب مثل پرسپولیس و استقلال است.
در روز 16 شهریور سال 1352 , که یک تیم بدون مربی که تمام بازیکن های آن هم قسم شده بودندتا بتوانند خواسته های مردم را برآورده کنند , به میدان رفتند . خواسته مردم چه بود ؟ آنها که صد هزار نفر بودند خواسته ای نداشتد جز پیروزی تیم مورد علاقه خود یعنی پرسپولیس .
همه در هیجان بودند پرپولیس با آرایش همیشگی خود که منهم ارزو میکردم یکی از یاران آن می بودم دلم مثل سیر و سرکه می جوشید که این بچه ها موفق شوند یا نه ؟ در رختکن همه از پیروزی حرف می زدند . رادیو و تلویزیون و جراید همه درباره این بازی حرف می زدندو تمام دست اندر کاران بازی را مساوی یا یک بر صفر به نفع استقلال یا پرسپولیس تخمین می زدند .
سالهای گذشته تیم استقلال اینقدر تماشاگر نداشت.
از 100 هزار نفر شاید 5 تا 10 هزار نفر طرفدار اشتقلال بودند و شما حدس بزنید که 90 هزار نفر چه جوش وخروشی برای پیروزی پرسپولیس به پا می کنند.
بازی شروع شد استقلال سعی داشت از منصور رشیدی گلر با انگیزه خود استفاده کندو ناصر حجازی به عنوان مر ذخیره وارد میدان شد . هر چقدر بچه های پرسپولیس با انگیزه بودند در عوض بچه های استقلال بی انگیزه بودند . در سمت راست تیم پرسپولیس , ابراهیم آشتیانی و علی پروین و حسین کلانی و همایون بهزادی غوغا به پا کرده بودند .
گل اول , دوم , سوم , چهارم استادیوم را منفجر کرد . هیچ کس فکر نمیکرد تیم پرسپولیس تا این حد موفق عمل کند . همایون بهزادی و حسین کلانی در این روز ستاره بودند. تیم استقلال که شوکه شده بود ناصر حجازی را وارد زمین کرد اما دیگه خیلی دیر بود و او هم گل پنجم و ششم را نوش جان کرد.
فلسفه 6 تایی ها در این روز به اوج رسید . مردم از خوشحالی نمی دانستند چه بکنند . کرکری ها به حد اعلا رسیده بود و همه خوشحال , همه راضی بودند وتنها کسانی نا راضی بودند که مسئولان و تعداد 10 ,11 هزار نفری استقلال بودند .
باور کردنی نبود اما انسجام و همدلی و یکرنگی دوستی بچه های پرسپولیس که من هم که بازی نمی کردم , تحت تاثیر قرارگرفتم و این روز یکی از روزهای شاد من بود .

و اما تیتر روزنامه های ایرانی و روزنامه عربی :
روزنامه عربی تیتر زد:
فستیوال گل پرسپولیس تمام شدنی نبود .
یک از نشریات عربی بعد ازاین پیروزی پرگل مطلبی را به این مسابقه اختصاص داد و تیتر زد ((فستیوال گل پرسپولیس تمام شدنی نبود)) .

تیتر روزنامه کیهان:
کیهان کمی برای تفاوت تر از رقیب تیتر زد : «این 3تن شش بار دروازه تاج را لرزاند »و عکس بازی دو تیم راروی جلد خود چاپ کرد. تیتر های دیگر این روزنامه به تیم ملی مربوط می شد.

تیتر روزنامه دنیای ورزش:
اما دنیای ورزش نوشت :«معجزه سرخ پوشان»در مطلب مربوط به این بازی امده بود :«اگر پرسپولیس دیشب را بااژاکس قهرمان نامدار اروپا مقایسه کنیم ره به خطا نرفته و سخنی به گزاف نگفته ایم . مگر اینکه درمیان صحبت از ارزشهای مادی در میان باشد که در این میان مشخص است که هیچ کدام از بازیکنان بزرگ اژاکس هم مقدار نیستند .»

حماسه سازان ماندگار در خاطره ها
ترکیب پرسپولیس :


همایون بهزادی -- حسین کلانی -- اسماعیل حاج رحیمی پور

ایرج سلیمانی -- علی پروین -- اصغر ادیبی

ابراهیم آشتیانی -- مسیح مسیح نیا -- جعفر کاشانی -- رضا وطن خواه

مودت


ترکیب استقلال :


عادلخانی -- مظلومی-- روشن

قراب -- جباری -- حق وردیان

جانملکی -- عبدالهی -- الله وردی -- کرگرجم

رشیدی (حجازی)


داور بازی رومانیایی بود
نیکولاری پتروچیانو , داور بازی با کمک اکبر حق بین و محمود خوشخوان قضاوت این دیدار را در اولین دوره تخت جمشید به عهده داشت و مجبور شد 6 بار سوت خود زا به جهت لرزش تور دروازه استقلال به صدا در بیاورد.
پتری چیانو روز راحتی را سپری میکرد تا قبل از این بازی بارها کارت زرد و قرمزبه بازیکنان دو طرف داده شده بود.تا قبل از این دیدار رضا وطنخواه ، عزیز اصلی ، همایون بهزادی وحسین کلانی از پرسپولیس ومهدی لواسانی از استقلال از زمین مسابقه اخراج شده بودند ، اما در این بازی و در فشار حملات پرسپولیس هیچ اتفاقی نیفتاد و داور رومانیایی یک روز راحت و خوب را پشت سر گذاشت وبا خیال اسوده ایران را به مقصد کشورش ترک کرد.

6 گل تاریخی را چه کسانی زدند
سه گل از شش گل را همایون بهزادی بازیکن سر طلایی معروف فوتبال ایران (در دقایق 50 , 87 , 90 ) به ثمر رساند تا رکورد ماندگاری برای خود ثبت کند .
بهزادی در این رابطه گفت در آن به تنهایی میتوانستم 6 گل به استقلال بزنم . باور کنید کار سختی نبود !!!!.
2 گل دیگر را ایرج سلیمانی در دقایق ( 45 , 57 ) وارد دروازه استقلال کرد حسین کلانی نیز در دقیقه 32 موفق به فتح دروازه حریف شد تا جشن تاریخی 6 تایی ها کامل شود .


حاشیه های دربی حماسی پرسپولیسی

دست دوستی زیر بغل غم!
می گویند بعد پایان بازی استقلالی ها بر روی زمین افتاده بودند و توانایی حرکت کردن نداشتند. پرسپولیسی ها وقتی این صحنه را دیدند به سمت یاران ابی پوش رفتند و زیر بغل انها را گرفتند و کمک کردند تا ابی پوشان زودتر غم را از دل بیرون کردند و راهی رختکن شوند.حرکاتی که گفته می شود زیر بارش شدید تشویق طرفداران پرسپولیس صورت گرفته بود

و اما داستان یاغی که مقصر باخت شناخته شد
بعد از بازی همه ی استقلالی ها به دنبال مقصر بودند.در این میان تیمسار خسروانی مدیر وابسته این باشگاه دو روز بعد از حادثه با حضور در جمع بازی کنان استفلال همه را مورد شماتت قرار داد. خسروانی که به شدت عصبانی بود به بازیکنان گفت: این تیم را منحل می کنم و عکس شما را بر سر در باشگاه می زنم و زیرش می نویسم که شما مایه ننگ این باشگاه هستید.این جمله هیچگاه به دل جواد الله وردی ننشست. او در میان بازیکنان استقلال بلند شد و به رئیس با نفوذ استقلال گفت : اگر ما ننگ باشگاه هستیم شما رئیس ننگها می با شید. همین حرف باعث شد الله وردی مقصر ان باخت شناخته شدو بعد
ها برای گرفتن رضایت نامه وپیوستن به پرسپولیس سختی های زیادی بکشد. در ان ایام مجله دنیای ورزش قصد داشت به نحوه ارتباط الله وردی با باشگاه استقلال بهبود ببخشد. حتی جلسه ای هم با این مدافع داشتند ، اما او هیچگاه حاضر نشد ننگ فوتبال لقب بگیرد.

بازی تصویر برداری شده یا نه؟ هنور معلوم نیست!!!!!
در این مورد حرفهای ضدو نقیض زیادی گفته شد. عده ای می گویند خسروانی از سر ناراحتی زیاد فیلم بازی 6تایی ها را در مرکز صدا و سیما نابود کرده است اما بازی کنان اکثرا می گویند این بازی اصلا فیلم برداری نشده است. در همان روز که دیدار دو تیم انجام می شد مسابقات جام جهانی کشتی به نام اریا مهر وبا حضور محمد رضا پهلوی شاه ایران در سالن حیدر نیا برگزار می شده است. البته عده ای مکان بازی هارا سالن 12هزار نفری ازادی عنوان می کنند. حضور شاه در محل این بازی ها باعث شد دوربینهای ورزشگاه به محل این بازی ها انتقال یابد و عملا هیچکس به فکر تهیه فیلم بازی نباشد. گفته می شود چند دوربین خصوصی فیلم بازی را تهیه کرده اند. ضمن این که می گویند اکیپ فیلم برداری دو فیلم فارسی به نامهای عمو فوتبالی و ممل امریکایی در محل حضور داشته اند و تصاویری از بازی را برای فیلم خود ضبط کرده اند که هیچکدام از این گفته ها به شکل رسمی و دقیق نبوده است

ییییییییک,دوووووووووووو,سهههههه هههه,چهااااااااااااار,پپپپپنج,شۊ?ییییییییییییییش,شیش تاییا دودورو دودو شیش تاییا,دودورو دودو شیش تاییا ;) ;) ;) ;) ;) ;) ;) ;)

.:: نظرات () ::.
 
کلمات کلیدی :
نویسنده تاریخ ارسال ۱۳۸٩/٦/۱۱ در ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ

سلام خوبین بچه ها؟

مهسا کی گفته من فرشتم؟تو خودت از هر فرشته ای فرشته تری

غزاله جون اگه منو فرشته می بینی حتما پیش یه چشم پزشک برو فکر کنم چشات مشکل پیدا کرده عزیزم!!!(ناراحت نشیا ولی من لیاقت اینو ندارم که فرشته باشم تو می تونی یه فرشته باشی ولی من نه)

حالا چرا همتون به فکر این افتادین که به من بگین فرشته؟  نکنه نقشه ای تو کاره

خوش میگذره؟چه خبرا؟

اخه ی تولد صنمه 25 تولدت مبارک عزیزم

من فقط به خاطر اصرار شما اومد یه اپ کنم اومدم یه سلامی عرضی کردم!!

دیگه باید برم بای

اگه خسته نمیشین نظر هم بدین لطف کردین

writer:armaghan

.:: نظرات () ::.
 
کلمات کلیدی :
نویسنده تاریخ ارسال ۱۳۸٩/٦/۱۱ در ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ

یک معادله ی جالب

1-از سن خودتون 20 سال کم کنین

2-عدد باقیمونده رو با7+ کنین

3- اگه عدد زوج بود 1+ کنین و اگه فرد ا رو ازش کم کنین

4-دورقم سمت راست تاریخ تولدتون رو بهش اضافه کنین

5- نتیجه نهایی رو ولش کنین  حالتون چه طوره؟

زندگی ارام است مثل ارامش یه خواب بلند.زندگی شیرین است مثل شیرینی یک روز قشنگ زندگی رویایی است مثل رویایی یک کودک ناز زندگی زیبایی است مثل زیبایی یک غنچه باز زندگی تک تک این ساعتهاست زندگی چرخش این عقربه هاست زندگی راز دل مادر زندگی پینه دست پدر است زندگی مثل زمان در گذر......

 

اگه می خواین ادرس جایی رو بپرسین از این غزاله بپرسین ولی مواظب باشی گم نشین

یه خاطره یادمه از ادرس پرسیدن یه نفری از غزاله

داستان از اینجا شروع میشه که من رفته بودم خونه ی غزاله اینا می خواستیم بریم باهم بیرون تو خیابونشون که بویم یه ماشین بوق زد ما برگشتیم یه خانواده بودن ما رو صدا زدن پرسیدن: این خیابون کجا میره من داشتم با تلفن حرف می زدم غزاله میگه من 10 ساله این جا زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره!!!!!

 writer:elahe

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.:: نظرات () ::.
سلومممممممم
کلمات کلیدی :
نویسنده تاریخ ارسال ۱۳۸٩/٦/٩ در ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ

سلام یه سلام گرم تابستونی خوبین؟ خوشین؟ خوش می گذره؟

ان روز که تو به دنیا امدی بارانی بود اما ان روز باران نبود ان ها فرشته بودند که داشتند گریه می کردند چون یکی از فرشته ها کم شده بود

صنم جونم پیشاپیش تولدت مبارک

زود اپ تولد رو کردم چون ممکنه اون موقع نباشم

وای خدا رو شکر که مدرسه تموم شد چه نمره های درخشانی دبیر شیمیمون که فکر کنم اصلا برگه تصحیح نکردن به قیافه نمره دادن به همه حوالی 16 دادن به من 5/16 دادن به زرنگ کلاس 16 دادن من نمی دونم چه طوری ایشون نمره دادن من به جز ادبیات وشیمی بقیه درسا رو خوب شدم زیستو کامل شدم فیزک رو هم 11 از 12 شدم ریاضی رو هم 100 در صد زدم ولی ادیات رو خیلی خیلی بد دادم نخندینا 3.5 از 10 شدم!!!! دیگه هرچی بوده گذشته امتحانات بعد جبران میشه تعطیلات تابستانی ما تازه شروع شد 3 هفته تعطیلی داریم

تو این 3 هفته چه برنامه ها که نداریم بریم بیرون با دوستان بریم خونه ی همدیگه مدرسه تموم شد ولی کلاس زبان ادامه داره تازه بعضی ها کلاس ورزشی هم می رن که اونم ادامه داره وای خدا

 

اگه دلت گرفته برو پائیین

اگه فکر میکنی هیچکس دوست نداره ، برو پائیین

اگه خیلی تنها موندی برو پائیین

یعنی اینقدر بدبختی !؟؟! خاک تو سرت !

 

ارمغان شنیدم ادم شدی خیلی خوشحال شدم ولی رفتم تحقیق کردم دیدم هنوزم فرشته ای

من که نفهمیدم ارمغان خلاصه تو کی می خوای ادم بشی ها؟ تو می خوای یه فرشته باقی بمونی؟

 

بچه ها چرا ما یه شایعه تو روزنامه رو سریع باور میکنیم ولی احادیث قران رو دیر باور میکنیم؟

هرکی تونست جواب این رو بفهمه تو پیاما بگه

من برم باید برم کلاس مواظب خودتون باشین

اگه خسته نمیشین نظر هم بدین لطف کردین

بای بای

 

 

 

 

.:: نظرات () ::.
سلام
کلمات کلیدی :
نویسنده تاریخ ارسال ۱۳۸٩/٦/٩ در ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ

سلام خوبین بچه ها؟ چه خبرا؟ خدا رو شکر مدرسه ما تموم شد!!!!چه اتفاقاتی  تو همین تابستون واسمون خاطره شد!!!!!!با چه دبیرایی اشنا شدیم!دبیر فیزکمون اقای تقی نژاد تو کلاس هی میگفتن عزیزم فهمیدی؟همش عزیزم عزیزم می کردن دبیر شیمی خانوم محدثی اصلا وقت استراحت نمی دادن که هیچی زنگ تفریح هم ما رو نگه می داشتن تو کلاس از بس فک می زدن سرمون در د می گرفت. دبیر ریاضی اقای احمدی یه دبیر ملوانی و شیطون واسمون از خاطرات گذشته وجدیدش تعریف میکنه ادم از خنده می ترکه یادم باشه تو یکی از این اپا خاطراتشو واسه شما ها هم تعریف کنم خانوم نوروزی دبیر زیست ایشون که خیلی باحالن فقط می تونم همینو بگم تمام کلمات از ذهنم رفته در مورد اقای صالح نیا دبیر ادبیات هم چیزی تو ذهنم نیست بگم

راستی 25 شهریور تولد یکی از بچه های خوب ومعروف مدرسه است  البته معروف بودنش که بر می گرده تو پارک توحید همه اونو دیگه میشناسن چه پیر چه جوون چه مرد چه زن!!!!! می دونین تولد کیه؟تولد صنم جونه

فووووووووووووووووت

فوووووووووووووووووووت

فوووووووووووووووووووووووت

فووووووووووووووووووووووووووت

فووووووووووووووووووووووووووووووت

بیا شمع ها رو فوت کن که 100 سال زنده باشی نه 120 سال زنده باشی نه 120 سال کمه همیشه زنده باشی

صنم جون  پیشا پیش تولدت مبارک

writer:ghazaleh

tiper:tala(talayeh)0

 

 

 

 

.:: نظرات () ::.
سلام
کلمات کلیدی :
نویسنده تاریخ ارسال ۱۳۸٩/٦/٧ در ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ

سلام خوبین؟ ما تازه این وبو ساختیم الان حتما میگین ما مگه چند نفریم.ما تعدادمون خیلی زیاده 2 تا کلاس دوم تجربی هستیم دوم تجربی یک ودو( اول نرگس.میخک پارسال) می خوایم از اتفاقایی که تو مدرسه میفته بگیم اگه می خوای در مورد ما بیشتر بدونین یکم که بگذره تو اپای بعدی بیشتر در مورد ما می فهمین

یادی از گذشته می کنیم دبیرای سال قبلمون

ریاضی خانوم مساح زاده

طلایه:از اون دسته از معلم هایی هستن که تهدید زیاد میکنن سر کلاس نرگس که فقط تهدید می کردن!!!اگه این کار رو نکنین جلسه بعد امتحان دارید. سر کلاس خانوم مساح زاده قبل از درس دادن نت برداری هم ممنوع بود هرکی نت بر می داشت موقع درس دادن با یه اخلاق دیگه خانوم مساح زاده روبه رو می شد که بازم تهدید بود. به قول غزاله خانوم تمساح زاده

فیزیک خانوم سرابستانی

طلایه:خدایی دبیر توپین ولی رشتشون بجای فیزیک باید می شد درس زندگی شناسی   یا کپل شناسی  البته ایشون لاغرن

شیمی( کلاس نرگس): اقای حیدری

نگار:عاشق کلاس ایشونم چون تنها کلاسی هست که برای حرف زدن با بقل دستی و یا خوابیدن نیازی به اجازه گرفتن نیست ایشون فقط یه کلمه میگفتن ساکت وا3 امتحانشون هم راحت می شد تقلب کرد نیازی به ترفند های سنگین نیست راحت می شد دفتر وجزوه رو باز کرد نگاه کرد یادش بخیر

شیمی(کلاس میخک): خانوم ساربان

صنم: خیلی مهربون بود انگار که ما بچش بودیم از پسرشون هم زیادی تعریف میکردن

زیست: خانوم زمردی

سحر:سر کلاس ایشون اگه درس هم نمی خوندی  20 میشدی ولی تو راهنمایی سر کلاس خانوم افتتاح اگه درس نمی خوندیم صفر هم نمی شدیم سال که تموم شد فهمیدیم ایشون اصلا دبیر دبیرستان نبودن وفقط مال راهنمایی بودن به خاطر همین ممنوع التدریس شدن از درس دادن وسوال طرح کردنشون معلوم بود !!!!!!

ادبیات وزبان فار30:اقای منصور  صالح نیا

صنم:ایشون که عشقن نه عشق من عشق همه هستن کل بچه های  مدرسه عاشقشونن  یه پسر هم دارن به اسم سعید که پیش ریاضی تیزهوشان هستن یه دختر هم دارن که 5 سالشه زنشون هم معلم ریاضی هستن ( دیگه داریم بیو گرافی اقای صالح نیا رو میگیم یه شماره شناسنامه ویه شماره تلفن ایشون مونده که بگیم) رشتشون به جای ادبیات باید می شد بازیگر ایشون هر درسی رو که درس می دادن بعضی چیز ها رو  با نمایش واسمون اجرا می کردند

زبان خارجه(کلاس نرگس): اقای محمدی

پارمیدا:بیشتر بچه های کلاس از ایشون بدشون میومد  این وسط غزاله عاشق ایشون هست که تو اپای بعدی بشتر با غزاله اشنا میشین  اقای محمدی اوایل سال خیلی بد اخلاق  بودن( یه روز که با مشاور مدرسمون حرف زدیم اخلاق ایشون از این رو به اون رو شد) ایشون دبیری بودن که می خواستن وارد کلاس بشن به در می کوبیدن بعد وارد کلاس می شدنن سلام هم نمی کردن سریع درسو شروع می کردن

زبان خارجه(کلاس میخک): خانوم حاکمیان

ارمغان:سر کلاس ایشون چه اونایی که زبان بلد بودند چه بلد نبودن ارزو می کردن ایشون فار30 حرف نزنن چون چیزی از حرفاشو نمی فهمیدیم. سر  کلاس ایشون اد به جای اینکه زبان گوش بدیم  انگار لالایی گوش می دادیم م  ادم خوابش می گرفت. یه بیو گرافی از ایشون یه دخترشون همسن ما هست  ومدسه ما میاد یه دختر دیگشون هم کوچیکه 4-5 ساله ایشون مدیر اموزشگاه زبان ثمین هم هستن!!!!!!!!!

عربی(کلاس نرگس):اقای شاهرخ  خداپرست

طلایه:وای سر کلاس ایشون رو نگید فکر کنم همه دیگه ایشون رو بشناسید با اون بلوتوثی که از ایشون پخش شده من نمی دونم چرا ایشون رو از مدرسه اخراج نمی کنن یه دختر داره که امسال می ره سال اول مدرسه ما میاد زنشون هم معلم ادبیات هستن خانوم باقری!!!!!! سر امتحانات ما رو هی می خواستن ببرن سالن امتحانات ولی هی ما میگفتیم جلسه ی بعد جلسه ی بعد که دیگه سال تموم شد ولی ما وا3 امتحان به سالن امتحان نرفتیم

عربی(کلاس مییخک): اقای شعبان نژاد

المیرا: ایشون یه قد خیلی بلندی دارن دبیر خیلی خوبی هستن همه از ایشون می ترسن مخصوصا پسرا بچه های جنگلی میگفتن سر کلاس ایشون ادم جرات نمیکنه جم بخوره خاطرات گذشتشون رو واسمون زیاد تعریف کرن

اجتماعی : خانوم امیدی

مریم:ایشون باید رشتشون رو تغیر می دادن اصلا به درد معلمی نمی خورن ریاضی هم بلد نیستن نمره دادنشون جالبه 2تا سوال می پرسن از 10 نمره می ذارن از 5نم نه از 10. ادم یه و رو تو جواب نگه 5 نمره کم می کردن خیلی هم بد اخلاق بودن سر کلاس به بچه ها فوش می دادن

هندسه: اقای دامون برزو

سونیا:ما بجای کلاس کامپیوتر ویا کلاس های دیگه کلاس هندسه داشتیم که اقای برزو به پاندای کنگفو کار معروف بودن تازه بابا هم شده بودن اسم پسرشون رو گذاشته بودن البرز!!!!!!! جالبه ایشون انگار بچه بودن  تمام کارتون های روز دنیا رو دیدن و شخصیت های همشون رو هم حفظ بودن بچه های کلاس نرگس سر کلا س ایشون یه کار خیلی شجاعانه ای کردن که از هر کلاس بر نمیاد که بچه ها اینقدر متحد بشن حتی زرنگا وخرخونای کلاس از دهن یکی از بچه های کلاس ماجرا رو بشنوین

مهسا:اون روز ما امتحان هندسه داشتیم باهم قرار گذاشتیم که امتحان ندیم به دستور یکی از بچه ها قرار گذاشتیم برگه رو بگیریم ومن ساعتمو زنگ بذارم بعد از 5 دقیقه همه برگه رو سفید بدن بعد از 5 دقیقه که ساعت من زنگ خورد همه بلند شدن وبرگه رو سفید دان  اون روز اقای پاندای کنگفو کار بشدت عصبانی شد  و خانوم مدیر اومدن تو کلاس ما 3 ساعت ما رو نصیحت کردن ولی یه خاطره واسمون شد. خاطره ی برگه سفید دادن واسه اولین بار

دینی(کلاس نرگس): خانوم راستی

مریم:سر کلاس ایشون ما فقط سوال می پرسیدیم بچه ها هر سوالی رو که بلد بودن یا نبون از ایشون می پرسیدن وقت کلاس رو می گرفتن

دینی(کلاس میخک): خانوم وطن پرست

سپیناز:ایشون هر جلسه پرسش می کردن هرجلسه ما رو می کشوندن کنار خودشون وازمون سوال می پرسیدن

.:: نظرات () ::.

.:: Design By : wWw.Theme-Designer.Com ::.